ایالات متحده آمریکا گرفتار در گرداب تنش های روزافزون؛ “تغییر” بیش از هر زمان دیگر ضروری ست

394
ایالات متحده آمریکا

قلب تپنده اقتصاد و تکنولوژی جهان، ایالات متحده آمریکا که همواره اسم آن را عجین با قدرت و عظمت یاد می کنیم، دیر زمانی است که گرفتار تناقض های بنیادین نظام سرمایه داری شده است.اکنون بیش از هر زمان دیگر واژه “تغییر” نه یک مشی سیاسی آرمان خواهانه، که یک ضرورت مبرم است.

جامعه جهانی و به ویژه رهبر بلامنازع جهان تکنولوژی و تئوریسین بزرگ اصول نظری و عملی نظام سرمایه داری یعنی ایالات متحده آمریکا، بیش از هر زمان دیگر باید در برابر واژه “تغییر” گشاده رو و روا مدار باشند. زمان تغییر فرا رسیده است. زمان دگرگونی ها و دگرخواهی های نوین هم اکنون فرا رسیده است.

در این مقاله به صورت ویژه تغییر در دو ساحت دولت و سیاست مداران را مورد بررسی قرار خواهیم داد

دولت و سیاستمداران ایالات متحده آمریکا

دولت و سیاست مداران ایالات متحده آمریکا

ایالات متحده آمریکا گویی گرفتار گرداب تنش های روزافزونی شده است. از طرفی همه گیری جهانی ویروس کرونا باعث شده است سیل عظیم افرادی که شغل خود را به دلیل کرونا از دست داده اند، دست خود را به سوی دولت دراز کنند.

از طرفی رکود جاری در نهادهای مالی و مراکز بانکی، دست دولت ها را برای استقراض پول از بانک های مرکزی بسته است. آمریکا از سوی دیگر ماجرا چندان حاضر نیست برای مقابله با بحران مالی پیش رو، سیاست ضرب و چاپ اسکناس دلار و تزریق انبوه سرمایه های بدون پشتوانه را در دستور کار خود قرار دهد.

اخیراً جامعه مدنی آمریکا نیز به دلیل مرگ دلخراش جرج فلوید، گرفتار بحران و آشوب غیر منتظره ای شده است. خشم و انزجار جامعه مدنی آمریکا نسبت به مرگ جرج فلوید چنان گسترده بود که از زمان جنبش مدنی آمریکا به این سو، هیچگاه شاهد چنین اعتراضات گسترده در خاک آمریکا نبوده ایم.

از سوی دیگر ماجرا بحران یک مزیت هم دارد. اهمیت بحران در این است که تلنگری برای یک جامعه گرفتار در بازتولید کالایی سوژه هاست. در جوامع سرمایه داری انسان به کالا تبدیل می شود و در مبادلات سیاسی، این توده انسان های بی شکل و بدون محتوا، سوخت ماشین های غول پیکر تجاری می شوند.

بحران نشان می دهد که جامعه نیازمند یک تغییر بنیادین است. بحران در بطن و ذات خود نه یک نیروی مخرب، که برای سلامت یک جامعه ضروری و یک نیروی نشاط آور است. بحران به واقع کلید رسیدن به اصلاحات است.

در جامعه آمریکا بسیاری از صنعت ها و بخش های مالی، در برابر تکنولوژی های نوین به ویژه تکنولوژی بلاک چین و شبکه های غیر متمرکز، گشاده رویی نشان داده اند و ما شاهد این هستیم که این تکنولوژی نوظهور به سرعت در حال نهادینه سازی و پاگیری در جامعه مدنی و اقتصادی آمریکا است.

از سوی دیگر ماجرا، می بینیم که بلاک چین کماکان با روی خوش دولت و سیاست مداران بلندپایه روبرو نیست. بگذارید برای درک بهتر ماجرا، مطلب را کمی بیشتر بسط دهیم:

دولت ایالات متحده آمریکا

دولت

اینکه چرا تکنولوژی بلاک چین مغضوب دولت های مرکزی و سیاست مداران است را باید در عمق ماجرا به خوبی کاوید و مورد بررسی ژرف قرار داد. اما الان صرفاً به این دلیل اکتفا می کنیم که “سیاست یعنی تمرکز قدرت در دست نهادهای خودی”، چیزی که با ذات شبکه های غیر متمرکز در تضاد و تباین است.

شبکه های غیرمتمرکز چنانچه اسم و مسمّای آنها از سرّ درون شان حکایت می کند، با تمرکز قدرت و نظارت مراجع سیاسی چندان میانه خوبی ندارد. پس ما از طرفی با یک قدرت سنتی استیلا طلب روبرو هستیم و از طرف دیگر با تکنولوژی بلاک چین که خواهان برچیدن نظام های سنتی و ایجاد نظم نوین جهانیست.

بیشتر بخوانید:

تاثیر مخرب بانک های مرکزی بر دارایی های غیر متمرکز

در ایالات متحده آمریکا، سیستم های نرم افزاری رو به فرسودگی و از کار افتادگی می روند. چرا راه دور برویم؟ همین بحران کرونا که کماکان جوامع بین الملل را گرفتار تنش کرده است باعث شد بسیاری از نهادهای دولتی آمریکا برای ایجاد سازوکارهای فنی ثبت نام بیمه بیکاری، دوباره دست به دامان برنامه نویسان دهه 50 و 60 میلادی شوند.

در بسیاری از ایالت ها، سیاست مداران با اعلان وضعیت قرمز، برنامه نویسان بازنشسته سیستم های کوبول (Cobol) را برای ایجاد سازوکارهای فنی فراخواندند. کوبول یک زبان قدیمی برنامه نویسی است که در دهه 50 و 60 میلادی از آن استفاده می شده است. این موضوع به خوبی نشان می دهد که سیستم نرم افزاری آمریکا باید در اصول و روش خود یک بازبینی مجدد داشته باشد.

با این اوصاف و از سوی دیگر ماجرا ما شاهد این هستیم که در بسیاری از صنایع ایالات متحده آمریکا نظیر حمل و نقل، چرخه تامین، کشاورزی، صنایع هوایی و نظامی، تکنولوژی بلاک چین به سرعت در حال گسترش است.

بیشتر بخوانید:

چگونه تکنولوژی بلاک چین می تواند چرخه تامین کالا ها را متحول کند؟

باید در نظر داشته باشیم که تغییرات در نظام دولت های حاکم تنها در صورتی امکان پذیر است که ابتدا قوانین سفت و سخت دولتی، بازبینی و بازنویسی شوند. دولت یعنی یک نظام بوروکراتیک و مبتنی بر دیوانسالاری کهن. این مجموعه گماشتگان دولتی چه در ساحت نظری و چه در ساحت عملی باید طی یک فرایند اصلاحات بنیادین، از نو باز تعریف شوند.

سیاستمداران ایالات متحده آمریکا

سیاستمداران

همانگونه که توضیح آن رفت، سیاستمداران چندان میانه خوبی با تکنولوژی بلاک چین ندارند. سیاست در جهان کنونی نه یک ابزار برای هم افزایی با آحاد جامعه در راستای تقویت بنیادهای رفاه اجتماعی است، بلکه وسیله ایست برای کنترل و سرکوب توده.

به عبارتی سیاستمداران اشتباهی هستند و مختصات جغرافیایی که در آن قرار گرفته اند نیز اشتباهی است. درست مثل اینکه از ماشین چمن زنی برای جارو کردن فرش های منزل استفاده کنیم.

خوب پُرواضح است که جایگاه ماشین چمن زنی در محیط های باز و برای اصلاح چمن هاست و جایگاه یک وسیله جاروبرقی هم برای جارو کردن فرش های منزل است و قضیه این دو کاملاً از هم مجزاست.

در ایالات متحده آمریکا بسیاری باور به این دارند که اعضای مجلس سنا و مجلس نمایندگان چندان نسبت به تغییرات جامعه مدنی آمریکا آگاه و مطلع نیستند. آنها می گویند نمایندگان برگزیده ملت نیستند بلکه برگزیده جریان های قدرتمند سیاسی هستند.

بگذارید این موضوع را کمی روشن تر بیان کنیم: هم اکنون میانگین سن اعضای برگزیده مجلس نمایندگان آمریکا 57 سال است. بسیاری از متخصصان حوزه تکنولوژی اعتقاد دارند سن سیاستمداران چندان با اقتضائات و ضروریات جهان مدرن همخوانی ندارد.

از طرفی ما با جامعه جوان و جویای پیشرفت و راغب شکافتن مرزهای جدید تکنولوژی روبرو هستیم و از طرفی با خیل انبوه سیاستمداران پیر و فرتوت که سیاست برای آنها به صحنه تسویه حساب های شخصی تبدیل شده است.

از طرفی ما با جامعه جوان و جویای پیشرفت و راغب شکافتن مرزهای جدید تکنولوژی روبرو هستیم و از طرفی با خیل انبوه سیاستمداران پیر و فرتوت که سیاست برای آنها به صحنه تسویه حساب های شخصی تبدیل شده است.

از طرفی ما با جامعه جوان و جویای پیشرفت و راغب شکافتن مرزهای جدید تکنولوژی روبرو هستیم و از طرفی با خیل انبوه سیاستمداران پیر و فرتوت که سیاست برای آنها به صحنه تسویه حساب های شخصی تبدیل شده است.

بیشتر بخوانید:
بلاک چین می تواند آموزش عالی و بازار کار جهانی را متحول کند

جهانی که در آن زندگی می کنیم دیر زمانیست که وارد عصر تکنولوژی و اطلاعات هوشمند شده است. جامعه به صورت هماهنگ و پیوسته به سمت دروازه های تکنولوژی های جدید رهسپار می شود، در صورتی که سیاستمداران در خواب زمستانی کماکان غرق رویابافی های شخصی خود هستند.

باید قبول کنیم که جوامع جهانی از فاز مرکزیت نهادهای قدرت خارج شده اند و به سمت همیاری و هم افزایی برای نیل به یک غایت جمعی، حرکت کرده اند. اما مشکل در کجاست که این عدم توازن اینچنین توی چشم می زند؟

از طرفی جامعه انبوهی را می بینیم که خواستار تغییرات و اصلاحات جمعی ست و از طرف دیگر جمعیت اندک و دست شمار برگزیدگان سیاسی قرار دارد که خواستار بازتولید شرایط فعلی و حفظ ساختار کنونی قدرت است.

راز این عدم تعادل و از شکل افتادگی بی رمق جامعه جهانی، در نحوه به کار بستن قدرت است. تکنولوژی یک قدرت بدون تفنگ است و سیاست یک قدرت با تفنگ. آیا تکنولوژی هم باید اسلحه بدست بگیرد؟ نویسنده این مقاله در جایگاهی نیست که در این باره اظهارنظر کند و باید قضاوت را به جریان تاریخی جامعه سپرد!

سیتستم سرمایه داری ایالات متحده آمریکا

چگونه می توانیم از این باتلاق رهایی پیدا کنیم؟

اما بگذارید از چرایی خارج شویم و وارد ساحت چگونگی شویم. خوب ما الان فهمیدیم که مشکل در ساختارهای سنتی قدرت است که با جریان های تکنولوژی ساز ناکوک می زنند. اما راهکار چیست؟ چگونه می توانیم از این باتلاق رهایی پیدا کنیم؟ در اینجا به 4 مورد به صورت مختصر اشاره خواهیم کرد:

  1. قدرت مراجع تصمیم گیری وارد دوره گذار و فترت سیاسی شود.
  2. ایجاد زیرساخت های مناسب برای پرورش مهارت های تکنولوژی در نسل های آینده.
  3. ایجاد یک نظام کاپیتالیستی مبتنی بر سهام.
  4. افاضه قدرت به مردم برای ایجاد سازوکارهای امنیت جمعی.

باید در نظر داشته باشیم که در جهان کنونی دیگر جنگ بر سر ایدئولوژی موضوعیت ندارد و جنگ جهان مدرن، جنگ بر سر منافع است. جهان تکنولوژی، جهان منافع است و نه جهان ایدئولوژی های سیاسی. جوامع جهانی و مراجع قدرت نیز باید به آهستگی نسبت به این موضوع آگاهی کافی را بدست آورند.

بیشتر بخوانید:
32 شرکت تکنولوژی بلاک چین که در آینده راهگشای مسائل بین الملل خواهند بود

درست از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان سلطه توخالی و میان تهی کمونیسم، مفهوم ایدئولوژی به معنای سنتی آن رو به افول گذاشت. هنوز می بینیم که ترکش های جنگ های ایدئولوژیک تن ملت های جهان را می لرزاند و هر لحظه شاهد وقایع اسفناک بسیاری هستیم که ریشه در اندیشه های جزمی دارند.

در جهان کنونی دیگر مجالی برای اثبات درستی عقاید وجود ندارد، جهان کنونی دیگر عرصه نبرد برای به تخت نشاندن عقاید نیست، بلکه جهان کنونی جهان منافع و رفاه همگانی است. جهان تکنولوژی جهان برابری برای همه و زندگی برای همه است و تکنولوژی بلاک چین با ایجاد سازوکارهای گسترده سازی قدرت در مویرگ های جامعه، این مهم را واقعیت بخشیده است.

نظر بگذارید

Please enter your comment!
نام و نام خانوادگی