تاثیر مخرب بانک های مرکزی بر دارایی های غیر متمرکز

380
تاثیر مخرب بانک های مرکزی

گفته شده است پول در مفهوم مدرن آن یک بدهی عظیم الجثه است و بدهی نیز متعاقباً پول وعده داده شده است. شاید بهتر باشد این روایت را به گونه ای دیگر بازخوانی کنیم: نظام سرمایه داری یک نظام مبتنی بر بدهی ست، شبکه ای پیچیده از بدهی های معوّق که همیشه به فرداهایی از یک آینده نامشخص فرافکنده می شود. سیستم کنونی بانکداری جهان، با آنچه نظام اقتصادی غیر متمرکز ارائه می دهد تفاوت های بنیادین دارد. در این مقاله تاثیر مخرب بانک های مرکزی را مورد بررسی قرار می دهیم.

چنانکه گفتیم سیستم کنونی بانکداری جهان را شبکه های پیچیده از بدهی های به عقب افتاده تشکیل می دهد که در آن شرکت ها و یا افراد مقروض سعی می کنند با گرفتن وام بیشتر، بدهی های انباشته از وام های پیشین را تسویه کنند. البته باید اذعان داشت که نظم کنونی بانکداری مبتنی بر نظام سرمایه داری، با ایجاد انعطاف و سیاست گذاری های مالی قدرتمند توانسته است بر بحران های شدید بین المللی فائق آید.

از سویی دیگر افرادی که به دلیل از دست دادن شغل، افزایش ناگهانی و افسارگسیخته قیمت ها و بدهی های سنگین در مضیقه هستند و با گرفتاری های ریز و درشت دست و پنچه نرم می کنند، چه بسا حق بجانب باشند که پیکان نقد و سرخوردگی های خود را به سمت نظام کنونی یانکداری که ریشه در اعماق تاریخ دارد، نشانه روند. از جهتی پول غیرمتمرکز و مستقل، بر خلاف بانکداری عصر کنونی، هیچگاه نگران نرخ پایین سوددهی و تورم قیمت ها ناشی از حفظ نرخ اشتغال زایی نیست.

فردریک هایک[۱]، اقتصاددان بریتانیایی-اتریشی برنده جایزه نوبل اقتصاد باور دارد دولت ها باید اجازه دهند جریان خصوصی پول در جامعه رواج پیدا کند و مردم باید چنین قدرتی داشته باشند تا پول مطلوب خود را برگزینند. وقتی مردم اختیار لازم جهت انجام فعالیت های اقتصادی داشته باشند و از اصول دست و پاگیر قوانین دولتی رهایی پیدا کنند، یقیناً خواهند توانست بنیادهای یک جامعه خصوصی مبتنی بر نظام سرمایه داری مدرن را پی ریزی کنند.

همواره قدرت انتخاب به رقابت در بازار سرمایه ختم شده است. رقابت آزاد مبتنی بر اصول بازار سرمایه و گردش آزاد پول، سردمداران و طراحان اقتصادی را بر آن خواهد داشت تا با احتیاط و تشخیص درست اقدام به تزریق پول در بازار سرمایه کنند. این اقدامات صحیح باعث میشود در ادامه، جهانی که بر اصول قدرتمند نظام سرمایه داری بنا شده است، دیگر هیچگاه در تاریخ خود شاهد تورم های افسار گسیخته و سرمایه گذاری های نامناسب نباشد. شاید به همین جهت باشد که نظام سرمایه داری توانسته خود را همچون قدرت بلامنازع هستی معرفی کند و فروپاشی قلب اقتصادی شوروی و سقوط نظام کمونیستی خود حکمی بود بر بی بدیل بودن و یکتا ماندن نظام سرمایه داری. این نیز یکی دیگر از دلایل تاثیر مخرب بانک های مرکزی است.

بحران های گذشته به خوبی اثبات کرده اند که کسب ثروت مستلزماً به مصرف بیشتر ختم نمی شود، بلکه افراد هنگامی که پول کلانی را بدست می آورند ترجیح می دهند آن را نگهداری کنند تا آنکه سریع مصرف کنند.

در جهان کنونی، دلار یک پول ذخیره جهانی ست با پشتوانه ای ریشه دوانده  در اعماق تاریخ دو سده پیش تا کنون.  اما داستان بدهی کلان مالی و نظم کنونی جهان از اینجا شروع میشود: آمریکا به عنوان قلب تپنده نظام سرمایه داری و مغز متفکر اصول سرمایه و مرکز تزریق دلار به بازارهای جهانی، پیوسته با افزایش تقاضا کشورهای جهان برای چاپ روزافزون اسکناس دلار روبرو ست، از جهتی دیگر آمریکا حتی اگر به قیمت آسیب رسیدن به پوسته سخت اقتصادی خود باشد، نمی تواند تقاضاهای بازار سرمایه را نادیده بگیرد، در غیر اینصورت بازارهای غول آسای اقتصادی با رکود تاریخی مواجه خواهند شد. بسیار خوب الان حدس زدن جریان شاید آسان شده باشد. با در نظر گرفتن این سناریو ما شاهد سیل های مهیب بدهی هستیم که از سراسر این کره خاکی از درزهای نظام سرمایه به بیرون جاری می شوند.( تاثیر مخرب بانک های مرکزی )

اقتصاددانان و متخصصان مالی باور دارند بدهی های عظیم مالی و شکاف طبقاتی کنونی که در ابعاد فاجعه آمیز در حال وقوع هستند، تنها بدلیل نوع نگرش کلان بانکداری سنتی به بازار سرمایه است.

برخلاف بانکداری سنتی، بیت کوین هیچگونه ترازنامه اقتصادی ندارد، بنابراین ما شاهد آن هستیم که در سیستم های غیرمتمرکز مفهومی به نام بدهی اصولاً وجود خارجی ندارد. به عبارتی پروتوکل بیت کوین بر اساس این مفهوم قالب ریزی شده است که افراد اصولاً چه چیزی در تملّک خود دارند، نه اینکه چه چیزی از دیگری طلب دارند یا اینکه چه چیزی به دیگری بدهکار هستند. بیت کوین همچنین در برابر سانسور و کمیاب شدن ذخیره ارزی خود مقاوم است. در نتیجه بیت کوین و رمزارزهای دیجیتال مبتنی بر تکنولوژی بلاک چین مستلزم هیچگونه نظارت خارجی نیستند و بنابراین نه امکان آن را دارند که با ارائه تسهیلات مالی دیگران را از بحران های مالی نجات بخشند و نه این امکان وجود دارد که بتوان آن را از ورطه بحران های احتمالی نجات داد. شاید به همین جهت باشد که چنین ارزهایی را غیرمتمرکز[۲] نامیده اند. با این اوصاف نمی توان به راحتی از این موضوع عبور کرد که رمزارزهای دیجیتال به زودی توانایی این را دارند تا بتوانند در نظام مریض بانکداری کنونی، بدیل نوآرانه ای ارائه کنند.

 

[۱] Friedrich Hayek

[۲] Decentralized assets

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
نام و نام خانوادگی