جمعه 17 بهمن 1404

ناجیان دروغین و کاری که باید خودمان انجام دهیم

یک توهم خطرناک در زمانه ما در حال گسترش است. خیلی‌ها باور کرده‌اند که اگر قدرت از یک دست به دست دیگر منتقل شود، اگر پرچمی برود و پرچمی دیگر بیاید، صلح و رفاه هم خودبه‌خود از راه می‌رسد. خیال می‌کنند جنایتکاران آن سوی مرز تمیزتر از جنایتکاران این سوی مرزند. تاریخ اما به این ساده‌دلی می‌خندد.

همان شبکه‌هایی که از آزادی حرف می‌زنند، بارها با تاریک‌ترین لایه‌های قدرت پیوند داشته‌اند. اپستین و جزیره‌اش را به یاد بیاورید؛ جایی که سیاستمدار و سلبریتی و قهرمانان ظاهری حقوق بشر رفت‌وآمد داشتند و هم‌زمان در تلویزیون از دموکراسی سخن می‌گفتند. سیستمی که در رأس خود پدوفیل‌ها و دلالان انسان را تحمل می‌کند، نمی‌تواند برای خانواده‌های عادی کرامت بیاورد. شر وقتی پاسپورت عوض می‌کند، ماهیتش عوض نمی‌شود.

فساد بیماری ایرانی نیست؛ صنعتی جهانی است. در واشنگتن کت‌وشلوار می‌پوشد، در تهران ردای مقدس، و در هر پایتختی شکلی تازه می‌گیرد. این شبکه‌ها هر جا رفته‌اند، درد را با وعده بسته‌بندی کرده‌اند. از اصلاح حرف زده‌اند و دارایی خود را حفظ کرده‌اند. از آزادی گفته‌اند و زنجیر تازه ساخته‌اند. باور اینکه با جایگزینی یک ساختار فاسد با ساختاری وارداتی می‌توان جامعه را درمان کرد، اشتباه گرفتن صورت مسئله با ریشه درد است.

ایران متعلق به ایرانیان است؛ نه به ژنرال‌ها، نه به استراتژیست‌های خارجی، نه به تاجران قدرت که کشور را مثل کالا معامله می‌کنند. آزادی واقعی با محاصره دریایی یا خفه‌کردن اقتصادی از راه نمی‌رسد. آزادی با نهادهایی ساخته می‌شود که به مردم پاسخ‌گو باشند، با دادگاه‌هایی که قدرتمندان را هم محاکمه کنند، با بانکی که خدمت‌گزار تولید باشد نه ماشین شست‌وشوی دزدی، و با رسانه‌ای که از حقیقت بترسد نه از ارباب.

هر امپراتوری گفته برای نجات آمده است. انگلیس گفت، شوروی گفت، آمریکا امروز می‌گوید. اما هر جا این ناجیان فرود آمدند، جامعه‌ای زخمی و آینده‌ای غارت‌شده باقی گذاشتند. استعمار نو دیگر به فرماندار نیاز ندارد؛ به همدستان داخلی نیاز دارد. وقتی فساد درون دروازه را باز کند، قدرت بیرون بی‌گلوله وارد می‌شود.

انتخاب ما میان ستم امروز و قیمومیت فردا نیست. انتخاب میان ادامه یک سیستم شیطانی با مدیران متفاوت، یا ساختن نظمی عادلانه بر خاک خودمان است. نهادها باید از افراد قوی‌تر شوند، قانون از وفاداری بالاتر بایستد، و شهروند از جناح مهم‌تر باشد.

آن‌هایی که رؤیای پاک شدن خانه به دست قدرت دیگر را دارند، کافی است آینه جهان را ببینند؛ از عراق تا لیبی، از افغانستان تا همان جزیره دوستان اپستین. نجات بیرونی اغلب به کابوس درونی تبدیل شد. این چرخه را خودمان باید بشکنیم. هیچ امپراتوری عدالت را رایگان آموزش نمی‌دهد.

ایران به نهادهای سالم نیاز دارد، نه به اربابان تازه. به دولتی نیاز دارد که از مردمش حساب ببرد، نه از سفارتخانه‌ها. تنها آن‌وقت بازی پایان می‌یابد و کشور بی‌زنجیر نفس می‌کشد؛ زنجیری که فرقی نمی‌کند در داخل ساخته شده باشد یا از بیرون فرستاده شده باشد.

بیشتر بخوانید

وقتی سایه‌ها قد می‌کشند

به قلم دکتر پویان قمری  سقوط، ناگهانی نیست.آرام می‌آید، بی‌صدا، با کفش‌های عادت. آن روز که دیدی سایه‌ها بلند شده‌اند،پیش از آن‌که به قدِ آدم‌ها شک...

چه چیزی در من انتخاب می‌کند؟

نویسنده: دکتر پویان قمری به پادکست این مقاله در اسپاتیفای گوش دهید  بیشتر انسان‌ها مطمئن‌اند که «انتخاب می‌کنند». اما اگر لحظه‌ای سکوت کنیم و صادق باشیم،...

راز اجابت دعا: چرا جهان پاسخ می‌دهد و چرا گاهی نه؟

  یک نظام فلسفی بر پایه قرآن، تورات، انجیل، اوستا، وداها، دائو، حکمت ایرانی و متافیزیک معاصر نویسنده: دکتر پویان قمری به پادکست این مقاله در اسپاتیفای...

انسان و سه نیروی ازلی: آب، باد، هوا

انسان و سه نیروی ازلی: آب، باد، هوا سفری در حکمت مشترک بشر از قرآن تا تورات، از رومی تا نیچه به قلم دکتر پویان قمری «سخن...

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here

مطالب مرتبط

وقتی سایه‌ها قد می‌کشند

به قلم دکتر پویان قمری  سقوط، ناگهانی نیست.آرام می‌آید، بی‌صدا، با کفش‌های عادت. آن روز که دیدی سایه‌ها بلند شده‌اند،پیش از آن‌که به قدِ آدم‌ها شک...

مطالب داغ هفته