چگونه یک پروژه انسانی به اختلاف چندمیلیون یورویی تبدیل شد و چه راهی برای حل آن وجود دارد
پروژه تأمین تجهیزات برای ۹۸ آمبولانس در ابتدا قرار بود پاسخی سریع به یک نیاز واقعی انسانی باشد. هدف، رساندن تجهیزات پزشکی به مردمی بود که به خدمات امدادی وابستهاند. اما آنچه در ادامه رخ داد، نمونهای از مشکلی عمیقتر در اقتصادهای تحت فشار تحریم است؛ جایی که نبود شفافیت، فضا را برای شبکههای واسطه و سوءاستفاده مالی باز میکند.
آغاز معامله با قیمت واقعی
صادرکننده واقعی در ترکیه تجهیزات را با قیمت واقعی و فاکتور رسمی حدود ۹ میلیون یورو تأمین و صادر کرد. از ابتدا نیز اعلام شده بود که این معامله برای نیاز عمومی انجام میشود و فروش مستقیم به شرکت ملی نفت ایران مدنظر نبوده است. هیچ فاکتور یا قرارداد مستقیمی از سوی صادرکننده برای آن نهاد صادر نشد.
تغییر مسیر معامله بدون اطلاع فروشنده
پس از صادرات، مسیر پروژه تغییر کرد. نام خریدار در اسناد بدون اطلاع فروشنده تغییر یافت و کنترل هماهنگی معامله در اختیار تیمی قرار گرفت که نقش آن به مجموعه BAMShar و دکتر مهدی کاووسی نسبت داده میشود. در این مرحله، معامله از یک مسیر تجاری شفاف خارج شد و ساختار جدیدی شکل گرفت که فروشنده اصلی در آن نقشی نداشت.
دستکاری فاکتور و ایجاد اختلاف ۸ میلیون یورویی
فاکتور اصلی که حدود ۹ میلیون یورو بود، در ادامه به ارقامی نزدیک به ۱۷ میلیون یورو تبدیل شد. این اختلاف تقریباً ۸ میلیون یورویی نه نتیجه افزایش هزینه واقعی، بلکه حاصل تغییر اسناد و بازنویسی مالی معامله بود.
در حالی که مبالغ در گردش قرار گرفت، پرداختها عمدتاً خارج از مسیرهای بانکی شفاف و بهصورت نقدی در ترکیه و امارات انجام شد و صادرکننده واقعی حتی مطالبات کامل خود را دریافت نکرد.
هزینهای که مردم و سیستم پرداخت میکنند
وقتی یک پروژه امدادی گرانتر از ارزش واقعی اجرا میشود، اثر آن مستقیم بر جامعه ظاهر میشود:
کاهش منابع برای خدمات درمانی
افزایش فشار مالی بر سیستم عمومی
کاهش اعتماد به قراردادهای بینالمللی
و آسیب به شرکتهای واقعی که با نیت تجاری سالم فعالیت میکنند
در چنین شرایطی، فساد فقط یک تخلف مالی نیست؛ بلکه کیفیت زندگی خانوادهها را تحت تاثیر قرار میدهد.
چگونه میتوان این مسئله را حل کرد؟
حل چنین پروندهای تنها با افشاگری احساسی ممکن نیست. راهحل نیازمند اقدام مرحلهای و حرفهای است:
۱. تثبیت حقیقت مالی
اولین گام، ثبت رسمی تفاوت بین فاکتور واقعی ۹ میلیون یورویی و ارقام تغییر یافته است. این کار از طریق ارائه اسناد صادرات، حمل و قرارداد اولیه انجام میشود تا مرجع رسیدگی بتواند قیمت واقعی را مبنا قرار دهد.
۲. ردیابی جریان پول
باید مسیر مالی بررسی شود؛ اینکه پول از چه حسابها یا اشخاصی عبور کرده و در کجا متوقف شده است. در پروندههای بینالمللی، این مرحله معمولاً تعیینکنندهترین بخش است.
۳. مطالبه حقوق صادرکننده واقعی
پرداخت مستقیم مطالبات به فروشنده اصلی باید به عنوان اولین اصلاح انجام شود. تا زمانی که صادرکننده واقعی تسویه نشود، پرونده از نظر تجاری حل نشده است.
۴. ورود نهادهای داوری و بینالمللی
در صورت عدم همکاری داخلی، استفاده از داوریهای تجاری بینالمللی و سازوکارهای ضد فساد میتواند فشار قانونی ایجاد کند و مسیر بازگشت وجوه را هموار سازد.
۵. شفافسازی عمومی
انتشار مستند و حرفهای واقعیتها باعث میشود پروژههای مشابه در آینده کمتر در معرض سوءاستفاده قرار گیرند. شفافیت، مهمترین عامل بازدارنده فساد است.
نتیجه واقعی
پرونده ۹۸ آمبولانس فقط درباره یک اختلاف مالی نیست. این پرونده نشان میدهد چگونه در فضای غیرشفاف، یک پروژه انسانی میتواند به اختلاف چندمیلیون یورویی تبدیل شود.
اما همانطور که فساد در تاریکی رشد میکند، راه حل آن نیز روشن است:
شفافیت مالی، پیگیری حقوقی دقیق، و بازگرداندن معامله به همان نقطهای که از ابتدا باید میبود یعنی قیمت واقعی، پرداخت واقعی و مسئولیت واقعی.